یاهو-بلاگفا-یاهو-وبلاگ
if ( intCount==-1) strResult="آرشیو نظرات"; if ( intCount==0) strResult="نظر بدهید"; if ( intCount==1) strResult="یک نظر"; if ( intCount>1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="http://commenting.blogfa.com/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }
X
تبلیغات
نماشا
رایتل















خوشبختی

زندگی را با همه ی زیبایی اش در آغوش می کشم...

تمام لوازم و وسایل اتاقم رو ریختم بیرون...از عمد ریختم تا به بهانه ی اونم شده اتاقم رو فنگ شویی کنم...کاملا احساس می کنم زندگی ام به جریانِ انرژی احتیاج داره...همه چیز...حتی افکارم...حتی اطرافیانم... 

 

 

 

مدتیه که عوض شدم...کاملا عوض شدم...احساس می کنم به اندازه ی کافی،و حتی خیلی بیشتر از اندازه ی کافی به همه،فرصت دادم و صبوری کردم...دیگه قطع به یقین به اونجایی رسیدم و به این مساله ایمان پیدا کردم که دلیل نداره من خودم رو بیشتر از این اذیت کنم تا همه چیز بر مبنای اصول و روابط از قبل تعریف شده پیش بره... و در چارچوب های تعریف شده و مرسوم و متداول بگنجه...

 

دلیل نداره برای دیگرانی که هیچ شبیه من نیستند،بیشتر از این صبوری کنم...  

 

مدتیه دارم آدم های غیر ضروری زندگی ام رو که جز ضرر هیچ چیز نداشتند،یکی یکی حذف به قرینه ی معنوی(!!) می کنم! 

 

من آدم صبوری ام...خیلی خیلی خیلی صبور...تحملم زیاده و تحمل می کنم...فقط دور باد اون روزی که تحملم تموم میشه....طاقتم طاق میشه و کاسه ی صبرم لبریز... 

خیلی خیلی راحت پشت پا میزنم به تمام روابط و آدم ها و جریانات...خیلی راحت و بدون هیچ سختی ای! چون کاملا مطمئنم که خیلی بیشتر از حد و حدود طبیعی فرصت دادم و صبر کردم و چشم بستم و سکوت کردم اما نفهمید! نفهمیدند!!! 

 

اینه که به راحتی و برای همیشه فایلش رو،فایلشون رو ، در ذهنم حذف می کنم،حتی اگر مجبور باشم هر روز و ساعت ها در کنارم داشته باشم یا ببینمشون... 

  

مهم نیست! مهم اینه که اهمیت اون آدمی که توی خیابون داره راه میره و من نمی شناسمش،برام از اونی که حذفش کردم بیشتره!!  

 

قبل تر ها،باز به این جا هم که می رسیدم،با خودم مشکل داشتم....گاهی می گفتم عیبی نداره...صبر کن!مدارا کن... ولی حذف نه....گاهی دلم برای اون آدم های حذف شده هنوز می تپید...یا گاهی ژنتیک و نسبت کار خودش رو می کرد و نهایتا با اشاره ای بر می گشتم....اما الان،مدتیه،ماجرا کلا تغییر کرده...این همه آرامش و اطمینان در خودم سراغ نداشتم تا به حال... 

 

حالا دیگه مطمئنم برای این که خودم بیشتر از این اذیت نشم،تمام اطرافیان آزار دهنده ی زندگی ام رو بخشیدم،اما اینبار دیگه واقعا واقعا فایلشون در ذهنم «شیفت+دیلیت» شده و به هیچ عنوان امکان و یا قصد بازیابی اطلاعات وجود نداره!!!!! 

دلم یه سری روابط جدید می خواد در زندگی....بدون هیچ توقع و پیش شرطی...فقط،به صداقت هم ایمان داشته باشیم و از بودن با هم لذت ببریم...همین!! 

 

 

 

 

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه؛
ـ دوست یعنی اون جمله‌های ساده و بی‌منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی‌شه؛
ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می‌گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می‌شه؛
ـ دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه؛
ـ دوست یعنی تنهایی هامو می‌سپرم دست تو چون شک ندارم می‌فهمیش؛
ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما بدون شمارش و حساب و کتاب؛
ـ دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده؛

 

پی نوشت: 

 

۱-این مدت لب تاپم خراب بود و نمایندگی تهران...دارم میرم از فرودگاه بیارمش...کامنت های قشنگتون پیش منه...بر می گردم و تاییدشون می کنم... 

 

 

۲-چقدر دنیای مجازیِ خودم رو و دوست های همیشگی ای که اینجا پیدا کردم دوست دارم...همیشه فقط مهر و محبت و انرژی های مثبت بوده که ازشون گرفتم...و عشق!

نوشته شده در جمعه 5 شهریور‌ماه سال 1389ساعت 06:51 ب.ظ توسط نهال نظرات (10)