یاهو-بلاگفا-یاهو-وبلاگ
if ( intCount==-1) strResult="آرشیو نظرات"; if ( intCount==0) strResult="نظر بدهید"; if ( intCount==1) strResult="یک نظر"; if ( intCount>1) strResult=intCount + " نظر" ; strUrl="http://commenting.blogfa.com/?blogid=" +strBlogId + "&postid=" + lngPostid + "&timezone=" + intTimeZone ; strResult ="" + strResult + " " ; document.write ( strResult ) ; } function OpenLD() { window.open('LinkDump.aspx','blogfa_ld','status=yes,scrollbars=yes,toolbar=no,menubar=no,location=no ,width=500px,height=500px'); return true; }
X
تبلیغات
نماشا
رایتل















خوشبختی

زندگی را با همه ی زیبایی اش در آغوش می کشم...

فقط یه نهال می تونه شب تا صبح نخوابیده باشه و برای بار بی نهایتُم فیلم پیشنهاد بی شرمانه رو دیده باشه و الان افسرده و بی حوصله ندونه دلش برای رابرت ردفوردِ دوست داشتنی! بسوزه،برای دمی مور بسوزه یا برای وودی هارلسون... 

 

 

 

 

  

  

 

دلم می خواد بعد از غروب برم حافظیه...دستامو بکنم تو جیبم و تمام محوطه رو قدم بزنم...اونقدر که مشامم پر بشه از عطر گل های رنگارنگ و خوشبویی که انگار همیشه اونجا بهت خوش آمد میگن...و مثل همیشه به این فکر کنم که اگه حافظ زنده بود و این جا زندگی می کرد،شب که میشد چه کیفی می کرد از این همه گل و سروهای قدکشیده و درخت و چمن :) 

 

دلم اون منظره ی متداول رو می خواد : زانوهای بغل شده...چشم های بسته ...اشک های روان... 

 

و این طوری میشه که میشینی توی ذهنت برای تک تکشون یه داستان دراماتیک یا تراژدیک خلق می کنی... 

 

اگه تونستم به موقع برنامه هام رو ردیف کنم شب حتما حافظیه میرم و براتون عکس میذارم این جا....

نوشته شده در شنبه 5 تیر‌ماه سال 1389ساعت 07:34 ق.ظ توسط نهال نظرات (12)